آقای شاس

خوزه از بچه گی بزرگ شده و در همه ی دوران زندگی اش انسانی عقده ای بوده است. او به همه چیز حسادت می کرد. او حتی به بقال سر کوچه شان هم حسادت می کرد و خودش را بهترین بقال سر کوچه می دانست. از آن جایی که مشکلات اقتصادی و بیکاری فقط وفقط مخصوص کشور های غربی ست و این مشکلات در کشور ما به هیچ وجه وجود خارجی ندارد خوزه مجبور شد پرتغال را به قصد نارنگی ببخشید اسپانیا ترگ کند و به شهر بارسلون برود. مشکلات بیکاری در اسپانیا هم وجود داشت. بعد از کلی در به دری بالاخره یکی از مسئولین ورزشگاه نیوکمپ به خوزه گفت که تازگی ها دلاک استخر سونا وجکوزی ورزشگاه به رحمت خدا رفته ودلاک لازم شده اند. همان طور که گفتیم خوزه آدم حسودی بود و پس از آن که کمالات و وصف دلاک قبلی را شنید حسادتش گل کرد و عزم خود را جزر گرفت تا بهترین دلاک کاتالونیا شود. او چنان بدن ورزشکاران را کیسه می کشید که کوچک ترین کثافتی در بدنشان باقی نماند. برخی ها معتقدند رمز موفقیت خوزه در این زمینه استفاده به جا از سنگ پا و سفید آب بود. 5 آگوست آن سال شب خاصی برای خوزه بود زیرا قرار بود آن شب سر بابی رابسون فقیر فقید یه چیزی تو همین مایه ها به استخر ورزشگاه برود. خوزه آینده خود را در کیسه کشیدن بابی رابسون می دانست.